زير چتر باران
(گزیده شعرهاي خوانده شده در نشست هفتگي مُشك)
شعر سپيدي از:
آسيه حيدري شاهي سرايي
شعر شده بودم
توي دفتري
كه هنوز درخت بود
آه ...
كجاي اين جنگل صدا
اين همه الهه كل مي كشند
واژه هاي كال تورا
وقتي كه مي رسيدي؟
شعري نيمايي از:
جاويد محمدي
زخم است آن ستاره كه بر شب نشسته است
در كهكشان خوني يك انفجار تلخ
مانند قهوه تا لب يك فنجان
در آب و گِل
زخم است آن ستاره ي چشمان قهوه اي
وقتي نشست بر دلت اي ساده دل !
تو غرق گشته اي
در قهوه اي كه حتي
فنجان كوچكي را
تا نيمه پر نمي كند
آري
تو غرق گشته اي و
بر قلب تو ستاره اي
- زخمي-
نشسته است
مرهم مجوي مرد!
شب پرسه مي زند
در كوچه هاي خلوت دلهاي خوابگرد
باران هاي در راه
(ويژه شاعران نوقلم مُشك)
غزلي از:
سیده نسرین هاشمی
بی تو دیشب لحظه هایم سخت و جان فرساگذشت
روزهــــــایم در کنـــــــار تلخی شب ها گذشت
فرصتــــی دیگـــــر برای با تو بودن خواستـــــم
فرصـــت این لحظه حتی از همــین حالا گذشــت
از وفـــــــــــایی که نداری، اینقدر صحبت نکن
هر چـــــــــه بودی بی وفا من باز بودم با گذشت
سر گذشـــــت در گذشتــــــم را بگویم بعد عشق
زندگـــــــــی با اینکه خیلی سخت بود اما گذشت
یاد تو بودم در این صد ســـــــــــال تنهایی دریغ
لحظه های ســــرد من با تو ولــــــی تنها گذشت
