تبليغاتX
مشک ( موج شعر کرج ) -

 

زير چتر باران

 

(گزيده شعرهاي خوانده شده در جلسات هفتگي مُشك)

 

غزلي تازه از: 

حسن صادقي پناه

 

اخبار ساعت ۹ شب از شما نگفت

از سرفه‌هاي خونيِ پروانه‌ها نگفت

شمعي كنارِ « ناصرخسرو» تمام شد

اخبار، باز چيزي از اين ماجرا نگفت

اندوهِ اين پرندة در بندِ ماسك را

از ابتدا نگفت و تا انتها نگفت

تنها خلاصه‌اي ز تو، تنها اشاره‌اي

پس شرحه شرحة جگرت را چرا نگفت؟

«يك» تا به «پنج» مي‌روم و گريه مي‌كنم

حتي يكي غروب صداي ترا نگفت

با لخته‌هاي خون دل افطار مي‌كني

«يك» تا به «پنج» حنجره‌اي «ربّنا» نگفت

شهري كنار «مستند ۵» خواب رفت

از انقراض نسل پلنگان ما نگفت

«شش» جفت مي‌شود كه قمارت كنند باز

با تو به جز مظنة نفت و طلا نگفت

       

 پروانة اتاقِ صد و چند، از درون

مي سوخت ذره ذره و چيزي به ما نگفت

لبخند روي ويلچر آرام پر كشيد

از رختخواب خوني، از سرفه ها نگفت

 

 پرهاي منتشر همة صفحه را گرفت

اخبار محو شد، و جهان جز تو را نگفت

 

 

شعر سپيدي از: 

آسيه حيدري شاهي سرايي

 

بوی غروب آغل گرفته ایم
می گفت
این غروب را هم قورت
می دهم
امشب
یک نفر جزو گوسفند ها بشماردم
این طوری حتما حساب می شویم.

 

 

 

 

باران هاي در راه

 

(ويژه شاعران نوقلم مُشك)

 

شعر سپيدي از: 

معصومه عرب

 

پدرم
دسته دسته گل آتش می‌زند
اما هنوز
خانة‌مان سرد است
و درز دیوارها
بوی گل سوخته می دهد

...و من

            بزرگ شدم

                   بالغ شدم

                         زيبا...

با پيراهني از گل‌هاي خشخاش

 

+ نوشته شده توسط شوراي شعر مشک در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 21:9 |